مولانا ترک میشود، فارابی ترکمن، فردوسی عرب و رودکی تاجیک
نسخه اصلی
"باید برای بقیه كشورها این ارزش را قائل شویم كه آنها هم یكسری مباحث فرهنگی خود را ثبت كنند. این تمامیتخواهی است كه هیچ كشوری چیزی ثبت نكند، چون فقط من باید آن را ثبت كنم." این گفته بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، پس از ثبت جهانی عاشیقلار به نام آذربایجان است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا»، اینكه مولانا ترك میشود و فارابی تركمن، اینكه روزنامه الاتحاد امارات فردوسی را ملهم از پنج حماسهسرای عرب دانسته و به صراحت اذعان میدارد كه نام این پنج نفر نیز باید بر روی شاهنامه درج شود، اینكه نه تنها خود رودكی كه هفت پشت او هم به تاجیكها میرسد، اینكه خاستگاه «سماع» بلاد عثمانی است و خالق آن تركها و هزار «اینكه» دیگر كه پایانی جز از دست رفتن بخش روشنی از تاریخ این مرز و بوم را دارد؛ دلیلی جز گشادهدستی ما ایرانیان برای بخشش فرهنگی خود ندارد.
ما كه همواره همسایهها را به دزدیدن مفاخرمان متهم میكنیم در پی تصاحب موسیقی عاشیقلار توسط جمهوری آذربایجان و ثبت آن به نام خود در فهرست یونسكو نشان دادیم كه آنچه سرقت فرهنگ و تاریخ ایران را سبب میشود، سارق بودن همسایه نیست كه عامل اصلی بیاعتنایی مسئولان نسبت به مفاخر است. گواینكه واكنش رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت عاشیقلار توسط آذربایجان صحهای بر این مدعاست.
عاشیق لار كه اكنون در فهرست میراث معنوی یونسكو به نام آذربایجان ثبت است متعلق به خطه وسیعی است كه عمده آن در ایران و بخشی هم در آذربایجان و تركیه قرار دارد. موسیقی عاشیق لار خاستگاهی ایرانی دارد و امروز با زندگی مردم استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و بخشهای شمالی همدان درآمیخته است.
پرونده موسیقی سنتی عاشیقلار سال پیش در آذربایجان غربی توسط مردمشناسان این استان در حال آماده شدن برای ثبت در فهرست میراث معنوی كشور بود و طبق پیشبینیهای انجامشده این پرونده باید تا پایان سال 1387 آماده میشد اما سیاسی شدن سازمان میراث فرهنگی در همان برههزمانی، آنرا از پرداختن به وظیفه اصلی خود بازداشت تا به رسم معمول مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری امور مهم جهانی مانند پرونده قره كلیسا به تعویق بیفتد.
اما عاشیقلار كه چون قره كلیسا و دیگر ابنیه تاریخی محدود به مكان نبود، حكایت دیگری یافت و در بیعملی مدیران ارشد میراث فرهنگی مهر مالكیت مملكتی دیگر را به گردن آویخت. پیش از این هم چوب این تعلل در مالكیت سماع توسط تركها بر پیكره فرهنگی ایران خورده بود.
یكی از مدیران سابق میراث فرهنگی كشور در گفتگو با خبرنگار اجتماعی«فردا»، ضمن طبیعی خواندن ثبت عاشیقلار توسط آذربایجان، اظهار داشت: اینكه هر روز یكی از مواریث و یا مفاخر ادبی و تاریخی ما توسط دیگر كشور مصادره میشود دور از انتظار و عجیب نیست، چراكه مدیران فعلی میراث فرهنگی كشور نه دغدغه فرهنگ دارند و نه دغدغه میراث فرهنگی، اینها میراث فرهنگی را نمیشناسند زیرا در هیچ مكتبی و پای درس هیچ استادی زانو نزده و نیاموختهاند. از اینرو هیچ سنخیتی با فرهنگ و میراث فرهنگی ندارند.
حمید بقایی كه در دولت دهم رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده، اما در دولت نهم هم به دلیل سیاسیكاریهای مشایی، رتق و فتق امور داخلی سازمان را تمام و كمال عهدهدار بود، مصداق بارز مدیران محضر استاد ندیده است. گواه این مدعا نیز از میان گفتههای بقایی پس از ثبت عاشیقلار بخوبی عیان است.
بقایی با فرار به جلو متهم كردن رسانهها برای وارونه جلوه دادن افتخارات ایران گفته بود: «اكنون عید نوروز ثبت شده است و رسانهها سراغ موضوعی رفتهاند كه در برابر این پرونده ثبتشده ایران، اصلاً ارزشی ندارد ... رسانهها با این رفتار خود، آب به آسیاب دشمن میریزند اگر ضعفی و اشكالی وجود دارد، نباید مدام به آن پرداخته شود ... این تمامیتخواهی است كه هیچ كشوری چیزی ثبت نكند، چون فقط من باید ثبت كنم ... قرار نیست همهچیز مال من باشد و قرار نیست به جمهوری آذربایجان بگوییم، نفس نكش...»
نتیجه بیعملی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری این شد كه تا تاریخ هست، جهان عاشیقلار را با نام آذربایجان بشناسد. این اتفاق نشان داد كه در کشور ما حرف و حدیثهاى دلنواز زیادى درباره فرهنگ و ارتقا جایگاه مباحث آن در داخل و خارج طرح مىشود اما تا این حرف و حدیثها به منصه ظهور برسد راه بس طولانى است.
با ۵۶ امتیاز و ۵ نظر فرهنگ و هنر فرستاده شده در بخش
نظرات
با ۵۶ امتیاز و ۵ نظر فرهنگ و هنر فرستاده شده در بخش
نظرات




