فریاد ایران،ایران
نسخه اصلی
امروز؛ بازي تيم ملي با ايسلند هفته گذشته حدود ۷۰۰ تماشاگر داشت و امروز در بازي با اردن نمي دانيم چند نفر به استاديوم مي روند./ ديروز؛ يادش به خير آن روزهايي که تيم ملي بازي داشت و ما خودمان را از فريادهاي ايران، ايران خفه مي کرديم. وقتي از استاديوم بازمي گشتيم براي چند روز گلويمان گرفته بود. استاديوم يکپارچه به شور و احساس و اشتياق تبديل مي شد. حتي در ميان فريادهاي ايران، ايران عده يي اشک مي ريختند؛ اشک عاشقانه، اشک شور و اشک احساس. به ياد مي آورم گاهي برخي از عاشقان ايران زمين که دست شان به دهن شان مي رسيد در ميان ما دانشجويان بي پول پرچم هاي کوچک ايران تقسيم مي کردند و اين پرچم ها با چه شوري در استاديوم به اهتزاز درآمده بود. تا يادم نرفته است اضافه کنم حتي بوقي که بچه ها در استاديوم مي نواختند تا چاشني فريادهاي ما شود صداي ايران، ايران مي داد. گاهي که بوق به صدا درمي آمد و ما پا بر زمين مي کوفتيم و فرياد ايران، ايران مي زديم، احساس مي کرديم هيچ نيرويي در اين جهان بزرگ قدرت رويارويي با ما را ندارد. و واي اگر تيم ما برنده مي شد، پرواز مي کرديم، در آسمان شنا مي کرديم، يکديگر را در آغوش مي کشيديم و براي روزهاي طولاني قصه پيروزي مي گفتيم.
با ۲۴ امتیاز و ۱ نظر ورزش فرستاده شده در بخش
نظرات
با ۲۴ امتیاز و ۱ نظر ورزش فرستاده شده در بخش
نظرات




