داریوش: آذرآبادگان
نسخه اصلی
ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من
از تو جدا يكنفس، مبادا ايران من
روزگارت بر امان، دور از دست گزند
پشت تو بي لرزه باد، همچنان كوه سهند
*
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من
*
آنكه دلش مي زند ، نبض جدايي در باد
با او سخن مي گويم ، تا نگهدارد به ياد
آذرآبادگان من، جان جانان من است
قيمت خون ارس، رگ ايران من است
خانه شمس و زرتشت آبروي ميهن است
*
چه نزديك تو باشم، چه در غربت غريب و دور...
تو را نمي دهم ز دست، اي مرز عشق و شعر و شور
*
مگر بي تو مي شود، زمزمه ارس شنيد؟
مگر بي تو مي شود به معناي وطن رسيد؟
با ۴۸ امتیاز و ۹ نظر فرهنگ و هنر فرستاده شده در بخش
نظرات
با ۴۸ امتیاز و ۹ نظر فرهنگ و هنر فرستاده شده در بخش
نظرات




